دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نگاه عاشقانه ات را پنهان كن در شرم زار نفس دم به دم ... عشق را توقيف كرده اند. هذيان يله بودن دشنه ايست - بر قلب ناپاك. حتي اگر تقدير را چاره باشد تخدير را چه كني؟ كه تو از درون ويران شده اي تو آن ميكده بودي كه اكنون، در مرز كسالت هنوز را به روز مي كني. جامت رنگ باخته و صدايت نيز. اما دلت در اين واپسين لحظه آخرين نگاه - خواب شيرين مي بيند. نگاه عاشقانه ات را پنهان كن بگذار نوشكفته گل در باغ جوانه زند. تو خفاشي تو ... تو چونان نقش زيبا بر كاشي مرده اي اما دلت زيباست خاطرت زيباست. نگاه عاشقانه ات را پنهان كن. پنجره پژمرد از گريه آه، چه بيرحمانه فرسودم. من آخر جوان زيباي شهر بودم. در اين غربت در اين شبها پژمردم. اينك، تنها به انديشه او دم به دم مي نهم - تا يك دم بر او گويم از هر چه گذشت و مي گذرد. توانم نيست

1391/01/29 - 17:28
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)