دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

لطفا را بخوانید .........

1391/01/30 - 17:07 در Coma
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

فکر که می کنم آسمان مال من نیست

چشمهایت

دستهایت

خودت

احساست هم مال من نیست

نمی دانم چرا هنوز در فکرم نقش بسته ای

باید آسمانم را از تو پس بگیرم .

.....

چشم که باز می کنم تو در کنارم هستی

با خیال آسوده دوباره چشمانم را می بندم

بیدار که می شوم تو نیستی

هیچ وقت نبوده ای .

......

می ترسم بگویم بیخیالم

عاشق هم نیستم

معشوق هم نیستم

فقط این را می دانم که نمی دانم کیستم .

.....

چشمهایت را اقیانوس اشک می برد و من در تمنای چشمهای بارانی ات

خودم را به سرنوشت مبهمت گره می زنم

تو پر می شوی از من و شاید هم لبریز

و من خالی تر

اقیانوس چشمهایت هم خشک می شود

می دانم باید بروم

این گره را بگشایم باید

ولی دست و دلم می لرزد

می ترسم

از سقوط احساس بی دریغم

چشمهایم را اقیانوس اشک می برد

کسی نیست

در تمنای چشمهای بارانی ام خودش را به سرنوشت مبهمم گره بزند .

14 سال و 5 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)