دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

tania
tania
tania021

بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم بزرگ و زیبا شده بود به او گفتم: کبریتهایت کو! میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم. خنده تلخی کرد و گفت: کبریتهایم را نخریدند سالهاست که تن میفروشم! می خری؟

1391/01/31 - 21:34 در پارادوکس
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)