دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی مجنون از سجاده شخصی، شخصی عبور می کرد. مرد نماز راشکست وگفت:مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد و گفت:عاشق بنده ای هستم و تورا ندیدم...عاشق خدایی و مرا دیدی؟

1391/02/01 - 02:01 در میکده
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)