آرامشم را از من گرفتید. نمی توانم از هوایی که خدا برای هر دوی ما به وجود آورده به راحتی نفس بکشم. هر لحظه در ترسم. آیا می توانم این رنگ یا شکل لباس را بپوشم؟ آیا می توانم به این کوچه بروم؟ آیا می توانم بخندم یا حرف بزنم؟ هر چیز در موجودیتِ آزار و اذیت تو برایم درد آور و وحشت آلوده شده. کمی به درون خود ببین. یک انسانِ دیگر از تو چه کمی دارد که با او اینگونه برخورد می کنی؟ کی به تو حق داده انسان دیگری را قضاوت کنی و توهین کنی؟ مگر تو بر من چی برتری داری؟ مگر از همسانِ من زاده نشده ای؟ اگر در قفس آهنی راه بروم باز هم سعی خواهی کرد تا مرا لمس کنی!
1391/02/01 - 23:06 در
زن جنس دوّم نیست