دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با دو تا دختر منتظر تاکسی وایساده بودیم تو ایستگاه تاکسی ,تاکسی که اومد سوار که شدم تو صندلی جلو از فرط خستگی خوابم برد, یهو دیدم راننده داره بهم میزنه میگه آقا پاشو رسیدیم, پا شدم و تو همون حالت گیجی بعد خواب یه هزاری بهش دادم, گفت " عزیز دل 3 تومن میشه, اون 2 تا خانومی که پشت نشسته بودن گفتن شما حساب می کنی" گفتم بیخود کردن, با من نبودن که گفت " شازده واسه من زرنگ بازی در نیار, پولو بده تا پیاده نشدم خط خطیت نکردم" با خودم فک کردم این پیرمرده طفلکم تقصیری نداره , اونا شارلاتان بودن, پولشو دادم ولی خیلی سوخته بودم , برگشتم چهار راه قبلی که گفت دخترا اونجا پیاده شدن بدو بدو, پیداشون کردم بعد کلی داد بیداد و غربتی باز در آوردن فهمیدم همون پیرمرد طفلکی کرده تو پاچم و اینا پول خودشونو داده بودن

1391/02/02 - 00:19 در دوره

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)