از خدا همیشه خواستم هر جا می ری با تو باشم نمی خوام بهشت و می خوام تو جهنم با تو باشم نمی گم خدا نکرده اهل دوزخی و بدکار تو مثه فرشته هایی این منم به تو بدهکار تو می خواستی که بنفشه رنگ آسمون ما شه تو کتاب عاشقی هم اسمی از ما دوتا باشه یاد حرفای قشنگ و واژه های عاشقونه تو می گفتی نمی ذاری من و تنها تو زمونه تو می خواستی که شبونه خورشید و پایین بیاری خورشید چشمای من رو اون بالا به جاش بذاری تو می خواستی که بخونی شعر خوب و عاشقانه حالا مونده توی حرفات یه عالم زجر و بهانه تو کجایی نمیدونم با کی هستی نمیدونم فکر میکردم تو نباشی دیگه زنده نمی مونم از خدا همیشه خواستم هر جا می ری با تو باشم نمی خوام بهشت و می خوام تو جهنم با تو