دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هـمه درد مـرا ای جان مـن درمان تویی به جان خسته ام هم مرهم و جانان تویی حـرامـم بـاد هـر دم مـن زیـم بی یاد تـو به قلبم صاحبی آن صاحب فرمان تویی مونس خلوتگه من ساکنی درجان من الفتی درمسکـنم برمنزلم سامان تویی با توام زندان تن باشد مرا مأوای خوش روشـنان محبسم امّـیـد نـورافـشـان تویی جمله ی ذرّات من آکنده از ذرّات توست اخـتر تابان من خورشید افـروزان تویی گـر بیاسـایـم هـمی در آتـشیـن آغـوش تـو مأمنم را مشعلی هرشعله ی رخشان تویی هردَمی خواهم بنوشم زان دَم نوشین دَمت یـاور شـیـریـن دَمانـم شـکّـر دوران تویی از برای واژگانت می نهم جان در رهت دلربای خوش بیانی شکّرین الحان تویی بیکران دریای جانی،هـم خروشانی بـسی همنفس دلدارمی امواج جان جوشان تویی در صفای بحر تو چون رود آمیزم برت صافی صاف مصفا صُفّه را گویان تویی این پری بال وپرش را خوش گشوده بهرتو بال پـروازش تـو بـاشی پـرّ او پـرّان تویی

1391/02/03 - 17:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)