دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تازگی ها باد که می آید پنجره ها را نمی بندم می گویم شاید تو در مسیر ملایم باد نشسته باشی و گریه کنی دیگر بعد از این همه پاییز که بی تو آمد و گذشت تو را تنها از بوی شور اشک هایت می شناسم تو هم اگر رو به پنجره ی آن روزهای اتاقت نشسته ای پرده ها را باز بگذار خدا را چه دیده ای شاید انتهای قصه ما همین جا باشد آن سوتر این دفتر دور صدای آشنای کسانی می آید که قرار است صفحه های نانوشته ی خاطره را با ترانه های خیالی ما سیاه کنند!!!

1391/02/04 - 11:50
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)