دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روز و شبم شدی تو از آن لحظه که آمدی... قانون زندگی ام بهم خورد از لحظه ای که به قلبم آمدی... نمیدانم چرا میگیرد نفس هایم نمیدانم چرا اینگونه میریزد اشک هایم میگویند این ها همه درد عاشقیست نمیدانم حرف دلم را باور کنم یا حرف آنها را شاید این هم یکی از دردهای همیشگیست میترسم از آن روزی که رهایم کنی شاید فکر کنی محال است قلبت را از قلبم جدا کنی این روزها کار همه بی وفاییست تو خواستی مرا به خودت وابسته کنی تو خواستی قلبم را اسیر قلب پاکت کنی دیگر محال است بتوانی مرا ازخود سیر کنی این قلبی که در سینه دارم آن قلب تنها نیست حال و هوای من مثل گذشته ها نیست حالا دیگر وجودم نیر مال خودم نیست این اشک هایی که میریزد از چشمانم دست خودم نیست این دلتنگی ها و بی قراری هایم حس و حال همیشگیست قانون زندگی ام بهم خورد از لحظه ای که تو آمدی آمدی و شدی همه زندگی ام هستم تا آخرین نفس با تو ای تنها بهانه نفس کشیدنم...

1391/02/04 - 14:53
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)