دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من‌ شدم‌ ني‌ و تو شدي‌ ني‌زن، مرا گذاشتي‌ روي‌ لبهايت‌ و دميدي. نفست‌ كه‌ توي‌ تنم‌ ريخت، هوا پر شد از موسيقي‌ دوست. فرشته‌ها به‌ رقص‌ آمدند و زمين‌ دور خودش‌ چرخيد. نواختن‌ من، جشن‌ ملكوت‌ بود و پايكوبي‌ هستي.دم‌ تو آتش‌ بود و نواي‌ ني، عشق. من‌ شدم‌ ني‌ و تو شدي‌ ني‌زن. اما فراموشم‌ شد كه‌ ني‌ اگر خالي‌ نباشد، ني‌ نيست. پر شدم. ديگر براي‌ تو جايي‌ نمانده‌ بود. مرا گذاشتي‌ روي‌ لبهايت‌ و باز هم‌ دميدي؛ اما ديگر صدايي‌ نيامد. فرشته‌ها گريستند و شيطان‌ دور ني‌ات‌ رقصيد. اين‌ روزها نسيم‌ از سمت‌ بهشت‌ مي‌وزد. اين‌ روزها هواي‌ بوي‌ تو را دارد. اين‌ روزها صداي‌ ساز تو مي‌آيد. و من‌ دوباره‌ به‌ ياد مي‌آورم‌ كه‌ من‌ ني‌ بودم‌ و تو ني‌زن. آه، آي‌ يگانه‌اي‌ ني‌زن! اين‌ ني‌ دلتنگ‌ دم‌ توست. دلتنگ‌ نواختنت. ني‌ كوچكت‌ را بنواز.

1391/02/05 - 06:36
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)