دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زنگ تفريح به صدا در امده بود و گم در هياهوى همكلاسيها شايد به يه گوشه از حياط بزرگ مدرسه فكر ميكرد بچه ها همه دست تو گردن هم انگار هيچ غمى نداشتن خب شايد براى بچه هاى 6 7 ساله عادى باشه صداى خانم معلم پسرك رو به خودش اورد :بمون كارت دارم يه سيب سرخ و حرفايى از جنس اسمون ميدونست پدر و مادر پسرك از هم جدا شدن مرور همين يه خاطره كافى كه پسرك ايمان بياره محبت هميشه موندگار

1391/02/05 - 19:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)