دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آخــــــر و عاقبتِ زرنگ بازی ..! ________________________ یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود. اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم گرفت همینجا كارش رو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه كنه. جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و ا...ین نشون میداد یه اتفاق خیلی بدی افتاده! بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش به محل تصادف فكری كرد و بعد فریاد زد: بذارید رد شم... خواهش میکنم بزارید رد شم... من پسرشم! من پسرشم! ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . یه الاغ ..!

1391/02/06 - 16:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)