دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صبح دم در دانشگاه:اخ جون علی ماشین اورده بعد از ظهر میریم صفا city.بعد از ظهر علی:بچه ترخدا شرمنده امروز مهمون دارم.منم تمام حرص تو پس گردن دوستم خالی کردممیگه دیونه چرا میزنی؟گفتم:خاک بر سرت اسمت المیرا هم نشد حداقل علی تو رو برسونه من به جهنم!

1391/02/06 - 21:41 در آنتــی بـوی
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)