دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد ‏‏مرد نماز را شکست و گفت مردک: در حال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟! مجنون لبخندی زد و گفت: من عاشق دختری هستم تو را ندیدم،تو عاشق خدایی و مرا دیدی

1391/02/07 - 14:47
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)