دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یكی بود یكی نبود زیر گنبد كبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسته بود. زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای بهار گریه می كردن پریا.

1391/02/10 - 11:50 در چهار راه
14 ديدگاه
امیر کریمی

پریا! گشنه تونه؟

پریا! تشنه تونه؟

پریا! خسته شدین؟

مرغ پر بسته شدین؟

چیه این های های تون

گریه تون وای وای تون؟ "

14 سال و 4 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل
امیر کریمی

پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میكردن پریا

مث ابرای بهار گریه می كردن پریا

14 سال و 4 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل
امیر کریمی

نازنین این شعرو منم میخونم
پس باید بگی مال منه ؟

14 سال و 4 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 3 دقيقه قبل
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

باشه بابا
اصلا داريوش نخونده
اصن تو خوبي
ايشششششششششششششششششش

14 سال و 4 ماه و 24 روز و 10 ساعت قبل
امیر کریمی

اصلا تو آبانی ما 30 اسفندی تولدمون هر چهارسال یه بار ...

14 سال و 4 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)