دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ماهی ما دوتا ماهی ماهی بودیم توی دریای کبود خالی از اشکای شور از غم بودو نبود پولکامون رنگارنگ روزامون خوبو قشنگ آسمونوم یکی خونمون یه قلوه سنگ خندمون موجارو تا ابرا میبرد وقتی دلگیر بودم اون غصه میخورد تورای ماهی گیرا باز نمیشد عاشقی تو دریا تنها نمیشد خوابمون مثل صدف پر مروارید نور پر شد این قصه ی ما توی دریاهای دور همیشه تک میزدیم به حبابای درشت تاکه مرغ ماهی خوار اومد و جفتمو کشت خدایا کاری نکن یادش بره که یه ماهی این پایین منتظره نمی خوام تنها باشم ماهی دریا باشم دوست دارم که بعد ازین توی قصه ها باشم

1391/02/11 - 04:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)