دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از عدم آمده ام ُ به افق می نگرم به امید فردا روز و شب ذکر من این است ُ چو فردا برسد کار من ساز شود و چو فردا آمد قصه از اولش آغاز شود از عدم آمده ام ُ روزگارم خوش و شاد و زقید تن و دلباختگیهای زمان تا حدودی آزاد چشم امید به آن سو دارم آری آنجا فرداست می رسد فردایم ُ و چو فردا آمد با دو صد غصه و غم می بینم باز من منتظر فردایم از عدم آمده ام قصه این بار به طرزی دگر است دلخوشی را سه طلاقه کردم و من این بار چنین می گویم : پیش از اینکه برسد .

1391/02/11 - 13:38
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)