دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زنده ام! تا نفسی می آید مانده ام! تا رمقی می ماند خوانده ام! مشق دیشب ها و امشب ها مشق فرداها و فرداها دیده ام! آن طفل را از آن نخستین لحظه ی خواهش که در زندان تنگش بر دل مادر لگد می زد و با زور و هیاهو مشت بر زندان تنگ می زد و از آن لحظه ی بدوش بر این دنیا تشر می زد دیده ام! طفل پریروزها را آن پیرزنان و پیرمردان را خوانده ام! بر دفتر تدبیرهاشان کنج آن بیغوله های خسته و تنهاشان آن همه انکار و تزویرها برای چه؟ آن همه کرنش و خواهش ها برای که؟

1391/02/11 - 13:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)