دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهی تکه ای از تو جا می ماند لا به لای نگاهش... : ) بیاید تو

1391/02/11 - 18:45 در دوره
1 ديدگاه
Herose

گاهی تکه ای از تو جا می ماند لا به لای نگاهش... : )

گاهی ممکن است از جایی، از موقعی، از کسی، رد شوی و تکه ای از تو به گوشه اش گیر کند و کنده شود. وقتی کمی از تو جایی جا ماند، کم می شوی! بدون آنکه خودت بخواهی قسمتی از تو دیگر همراهت نیست و یک جایی بیدار ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند.

گاهی تکه ای از تو جا می ماند لا به لای نگاهش، چند انگشت پایین تر از گوشش، روی گردنش، زیر پیراهنش، پشت میز گوشهء کافهء همیشگی، زیر یک درخت در انتهای باغ، توی یک کوچه، یک آسانسور، یک اتاق، یک تخت، تو جدا می شوی و تکه ای از تو جا می ماند، بدون آنکه خودت جا بمانی.

آنوقت یک روزی می رسد که خودت را جمع می کنی، تکه تکه ات را سرهم می کنی و می روی و جای دیگری پهن می شوی. اما یک شب که حواست نیست، صدایی می شنوی، چیزی می بینی، از جایی رد می شوی، که یادت می افتد هنوز یک تکه ات، همان تکه ات، جایی ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند… هنوز یک تکهء لعنتی ات جایی جا مانده است.

14 سال و 4 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 37 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)