دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمـایـش ِ خوبی بود... وقتی بدون مکث گریـه میکردی!!! در تلاطم ِ اشکهایت غوطه ور میشدم, و بی پروا نگاهم را به نگاهت میدوختم. ولی چیزی دستگیرم نمیشد تـــا وقتی که دستم را میگرفتی...! من تمام ِ روزها و شبها را آنچنان که باید با تو بودم. و این تو بودی که نبودی , آنچنان که باید... آری... کم میشوَم , تمام میشوَم... امــــا از نو , نــــو می شوم و دیگر تورا به یاد نخواهَم آورد!:/

1391/02/11 - 20:00 در دوره
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)