دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادِ آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت // بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت // سر به دامان منت بود وز شاخ بادام // بر رخ چون گلت آرام صبا گل می‌ریخت // خاطرت هست آن شب همه شب تا دم صبح // گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می‌ریخت؟// نسترن خم شده، لعل لب تو نوازش می‌داد // خضر گویی به لب آب بقا گل می‌ریخت //

1391/02/12 - 16:28
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)