این روزها که گرم است دلم میخواهد کش بیاییند تا ته دنیا یا نه عشم لاک پشتی شود در چمستان روزها کاش زمستان نیایید یا نه عشقم فسیل سوزاننده هزار ساله شود آب و جارو کرده ام برق میزند سیاه چاله دلم به سیاره نامعلوم نه ها فضایی ترین پیامک ورود ممنوع را با سرعت مافوق نور فرستاده ام این روزها که ناز شده اند و نازکشان نگاه می کنند سهمیه رایگان بوسه پخش میکنم کرکره اشک ها را پایین کشیده ام و برچسب انقضا به آبغوره زده ام کاش سوت دور دنیا با یک سلام عاشقانه سیصد و شصت و پنج بار هل هله کشان هر روز زده شود تا تن کهنه اساطیر مدفون جدایی در بستر تاریکشان بلرزد این روزها که جا برای سگرمه ها کم است پارکینگ بدون خروجی رویاهایم را ارزان میفروشم یک تاکسی در بست بگیر به برج میعاد بیا و ببین که چقدر جشن تکثیر آرامش زیبا و شادمانه است