دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تولد دوست دخترم بود و واسش کادو و یه کارت پستال خریده بودم.... ادامه تو

1391/02/14 - 21:55 در فک ُ فامیله داریم
4 ديدگاه
Herose

تولد دوست دخترم بود و واسش کادو و یه کارت پستال خریده بودم، واسه همین تو یه برگه نشستم چک نویس کردم اون چیزایی رو که میخواستم بنویسم بعد نوشته هارو منتقل کردم تو کارت پستاله و کاغذ چک نویسرو پاره پاره کردم قشنگ 30 40 تیکه شده بود و نمیدونم چجوری شد یادم رفت کاغذ باطله هارو بریذم سطل آشغال و موند رو میزم!!!!
رفتیم تولد و برگشتم دیدم مادرم نشسته داره تلویزیون میبینه...
من: سلام مامان
مامانم:
من: ااااااااا مامان سلام کردماااا
مامانم : شنیدم
من: چرا جواب نمیدی خوب؟؟ چی شده؟؟؟
مامانم: دوست ندارم جوابتو بدم...
من: :O چرااااااااا؟؟ مامان اذیت نکن گشنمه از شام چیزی مونده؟؟؟
مامانم: دیگه از من شام نخواه برو همون ستاره شب های تارت واست شام درست کنه... حالا اون نقطه روشن زندگیت بوده آره؟؟ من 23 سال خون دل خوردم تو نره خرو بزرگ کردم نقطه تاریک بودم؟؟؟ حتما بابات هم سیاه چالست دیگه؟؟؟
من: :O مامان اینا چیه میگی؟؟؟؟
مامانم: برو رو میزت رو ببین میفهمی، بعدشم نره قول خیر سرت مهندسی اونجایی که نوشتی "تو هجم تو خالی قلب من رو پر کردی" حجم با این ح جیمی هست نه با ه دو چشم... خاک تو سرت.
رفتم تو اتاقم دیدیم نشسته همه کاغذهارو از لا به لای هم پیدا کرده کاغذارو با چسب نواری چسبونده به هم کل نامرو خونده
یه همچین مادر پیگیری دارم باید بره مامور ویژه آگاهی بشه به خدااااااا آسایش نداریم از دست اینااااااااااااا ، بابام چی کشیده از دستش این همه ســــــــال...

14 سال و 4 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)