این اتفاق همین الان افتاد از بس سنگین بود تنها نتونستم هضمش کنم خواستم با بقیه شر کنم سره سفره دارم زهر ماار میخورم بعد مامانم میگه: -مامانم:علی اگه من مردم ارواح خاک من درستو بخونیاااااااا!!!! من جویدن لقمه رو متوقف کردم و گفتم مامان این چه حرفیه میزنی؟!!!!!!:-@ -مامانم:نه اخه آدمی هست ,شاید فردا نباشه کی میدونه؟ -من:چشام پره اشک شد گفتم شما اگه برین منم باهاتون میام طاقت دوریتون ندارم -مامانم:جون خودت دیگه اونجا دست از سرم وردار همینجا باش بذار یه نفس راحت بکشم حد اقل اونجا خب یکی نیس به مامان من بگه خب زن لقمه تو دهن بچته باید اینجوری بزنی تو ذوقش یهوو خفه شه؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!:-| سلامتی همه مامانا که حتی بعد از خودشون فکر بچشون هستن.بدجور خراب شدم
#بِسلامتیِ #فِرِشته-هایِ-زَمینی ....
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 11 دقيقه قبل