دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبــــان از پي من تنـــــد دويد سيـــب را دســــت تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفـــتي و هنـــــــــــوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چــــرا باغچه كوچك مــــا سيب نداشت ...!؟ *** حمید مصدق

1391/02/17 - 12:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)