دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فکر کردم که شهيد شدم و الان توي بهشتم . اما هنوز حالم جا نيامده که بروم ميوه بخورم و زير درخت ها گشتي بزنم . پرستار يک دفعه وارد شد . من هم که فکر مي کردم در بهشت هستم . گفتم: تو حوري هستي ؟ پرستار که فکر کرده بود خيلي زيباست . گفت : بله من حوري هستم . من هم گفتم : اگر تو حوري هستي پس چرا اين قدر زشتي ؟ پرستار عصباني شد و آمپول را محکم در دستم فرو کرد . طنز جبهه

1391/02/18 - 00:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)