دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مادر، با دستهایت به بالا پرت میشدم و در آغوشت سقوط میکردم... و بدون آنکه خود بدانم چون خدایی مراقبم بودی... چون خدایی در خانه، پارک و مدرسه... حال دیگر آسوده باش مادر... شاید توان لبخندی چون لبخند کودکیهایم به لبهایت نقش بستنم را نیست... اما با صداقت مادری ات سرباز پیری ات خواهم بود...

1391/02/18 - 00:40
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)