دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ایمان،ترانه آدمی ترانه ای روی زمین افتاده بود.قناری کوچکی آن را برداشت و در گلوی نازک خود ریخت.ترانه در قناری جاری شد.با او در آمیخت.ترانه آب شد.ترانه خون شد. ترانه نفس شد و زندگی. قناری ترانه را سر داد.ترانه از گلوی قناری به اوج رسید.ترانه معنا یافت.ترانه جان گرفت.قناری نیز؛و همه دانستند که از این پس ترانه،بودن است.ترانه،هستی است.ترانه،جان قناری است. ایمان،ترانه آدمی ست.قناری بی ترانه می میرد وآدمی بی ایمان.

1391/02/19 - 22:03
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)