تو آمدی ، کنارم نشستی و از آن روز من دورترین رویاها را باور دارم دیشب ، دیدم پرنده ای میان دفترم آواز میخواند . آن گونه قدم زنان تا ماه رفتم؛ باور نمیکنی ؟ بیا کفشهایم را امتحان کن چه فرقی میکند من عاشق تو باشم ، یا تو عاشق من چه فرقی میکند رنگین کمان از کدام سمت آسمان آغاز میشود ؟ سالی ست که میدانم بیقراری چیست ، درد چیست ، آواز چیست ، راز چیست ... آی ، ای ... دوست ! چشم های تو شناسنامه ی مرا عوض کردند امروز .. من ، ... یک ساله میشوم. میدانم ٬ میدانم .. میدانم . باشد ٬ ساکت میشوم .. و دیگر هیچ نمیگویم. هیچ . و تو میدانی٬ که سکوت سرشار از حرفهای ناگفته است ٬ از حرکات ناکرده . و اعتراف به عشقهای نهان٬ و اعتراف به عشقهای نهان٬ و اعتراف به عشقهای نهان ...