دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خفتند همرهان وشب تار مانده است تنها غم من است که بیدار مانده است زین همرهان نیمه ره خواب برده ام یک مشت خاطرات دل آزار مانده است دیگر مرا به شهر تماشا نمی برد چشمم که در تراکم دیوار مانده است حتی برای دیدن خویشم اجازه نیست ایینه زیر لعنت آوار مانده است پاس بهار وباغ گل افشان نداشتیم بر ما هنوز سرزنش خار مانده است پای سفر کجاست کزین دشت بگذرم افسوس پای رفتنم از کار مانده است.

1391/02/23 - 11:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)