یه روز لاکپشتها تصمیم گرفتند که به پیک نیک بروند از آنجا که لاک پشتها به صورت طبیعی در همهٔ مورد یواش عمل میکننن هفت سال طول کشید تا برای سفر آماده شوند در نهایت خانواده لاکپشتها خانه را برای پیدا کردن یه جای مناسب ترک کردند در ساله دوم سفرشان بالاخره جای مناسب را پیدا کردند برای مدتی حدودا شیش ماه محوطه را تمیز کردند سبد پیکنیک را باز کردند و مقدمات رو آماده کردند بعد فهمیدند نمک نیاوردن پیکنیک بدون نمک فاجعه خواهد بود بعداز یه بحث طولانی جوانترین لاکپشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد لاکپشت کوچولو گفت فقط به یه شرط میرم اونم تا وقتی من برمیگردم کسی حق نداره چیزی بخوره خانواده قبول کردن و لاکپشت کوچولو به راه افتاد. سه سال گذشت .. پنج سال .. هفت سال گذشت ولی لاکپشت کوچولو نیومد. پیرترین لاکپشت که دیگه نمیتونست تحمل کنه شروع کرد به خوردن ساندویچش. در این هنگام لاکپشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت درخت پرید بیرون و گفت: دیدید؟ من میدونستم منتظرم نمیمونید حالا که اینجوریه منم نمیرم نمک بیارم...
1391/02/23 - 16:35 در
چهار راه