دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کارم که تعطیل شدحس خونه رفتن نداشتم بی اختیار رفتم سمت امامزاده حسن وقتی رسیدم خیلی شلوغ بود رفتم تو حرم و جفت ضریح نشستم و تا تونستم گریه کردم..بعد که خواستم برم دیدم یه صف طولانی تو حیاطه پرسیدم چه خبره گفتن دارن تبرک میدن ...تا حالا اینکارو نکرده بودم نیم ساعت تو صف وایسادم به نیت سلامتی مامانم تبرک گرفتم رفتم پیش مامانم و بهش دادمش خیلی خوشحال شد که به فکرش بودم ....

1391/02/23 - 21:15 در سرنوشت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)