دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

منتظر نباش که شبی بشنوی از این دلبستگی های ساده ، دل بریده ام ! که عزیز بارانی ام را در جاده ای جا گذاشتم یا در آسمان ، به ستاره ی دیگری سلام کردم توقعی از تو ندارم اگر دوست نداری درهمان دامنه ی دور دریا بمان هر جور تو راحتی ... باران زده من همین سو سوی تو از آن سوی پرده ی دوری برای روشن کردن اتاق تنهاییم کا[!]ت من که این جا کاری نمی کنم فقط گهگاه دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم ... همین این کار هم که نور نمی خواهد می دانم که به حرفهایم می خندی حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم باران می بارد....

1391/02/24 - 17:52
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)