دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد شاملو زنی شب تا سحر گریید خاموش. زنی شب تا سحر نالید، تا من سحرگاهی بر آرم دست و گردم چراغی خُرد و آویزم به برزن. زنی شب تا سحر نالید و ــ افسوس! ــ مرا آن ناله‌ی خامُش نیفروخت: حریقِ قلعه‌ی خاموشِ مردم شبم دامن گرفت و صبحدم سوخت. حریقِ قلعه‌ی خاموش و مدفون به خاکستر فرو دهلیز و درگاه حریقِ قلعه‌ی خاموش ــ آری ــ نه شب گرییدنِ زن تا سحرگاه. -------------------------------------------------------- برای مادرم حريقِ قلعه‌يی خاموش ... - از دفتر شعر باغ آینه 19 اسفند 1336

1391/02/25 - 18:21
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)