تو تابستون پارسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم. یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس. دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود. خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت: (توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟) همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم. دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت: (چرا گرممه... ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره...) دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت..
البت من برای اون دختر بچه و مادرش احترام قائلم برای رعایت اخلاق تو جامعه.ولی بهتر که برای رعایت اخلاق باشه تا ترس از جهنم البت از نگاه اون دختر بچه قابل توجیه.در ضمن من تو دیدگاه پست گلپری که در مورد حجاب بود توضیح دادم که زن نباید به خاطر نگاه بد مرد محدود شه مشکل از نگاه مرد نه جنس زن.
14 سال و 4 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 20 دقيقه قبل