دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شیطان را دیدم... نشسته بر بساط صبحانه ...و آرام لقمه بر میداشت... گفتم:ظهر شده ...هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ایی...!؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت:خود را باز نشسته کرده ام.پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف باز گشته ایی یا سنگ بندگی خدا به سینه میزنی؟ شیطان گفت:من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم . دیدم انسانها...آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه    پنهانی انجام   میدادم...روزانه به صدها دسیسه    آشکارا انجام     میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است ؟؟؟ شیطان در حالی که بساط خودرا برمیچید تا در کناری آرام بخوابد... زیرلب گفت:آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن...نمی دانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت تا کجا میتواند فرا رود... وگرنه در برابر آدم  به سجده میرفتم

1391/02/30 - 02:24
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)