جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ M0H3N تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
محسن چاوشی نامی اشنا برای ان هایی است که موسیقی را دوست دارند و حتی ان هایی که از موسیقی هیچ چیزی نمی دانند و بعضی وقت ها و از روی تفنن به ان گوش میکنند . محسن چاوشی حتی از همان روزهایی که خواننده مجوز دار نبود هم طرفداران زیادی داشت و تقریبا نامش برای همه اشنا بود اما در عین پرطرفداری این خواننده ناشناس ترین خواننده شاید تاریخ موسیقی ایران است .حداقل ما سراغ نداریم پیش از این خواننده ای را که نامش برای همه اشنا باشد و ترانه هایش به گوش مردم اشنا اما چهره اش ناشناس مانده باشد .
15 سال و 8 ماه و 25 روز و 51 دقيقه قبلشاید محسن چاوشی میتوانست یک سوژه خوب برای ژول ورن باشد تا یکی از داستان های تخیلی و اسرارامیزش را درباره او بنویسد چون هر چه میتوان درباره اون نوشت ، وقتی قرار نیست کسی او را بیشتر از این بشناسد .کاری که بسیاری از نشریات در این مدت انجام دادند و در طول چند سال اخیر و از روزی که محسن چاوشی نامش بر سر زبان ها افتاد ، بسیاری از نشریات شایعات عجیب و غریبی را منتشر کردند . یکی از این شایعات که بیشتر از بقیه همیشه منتشر شده و هیچ وقت هم بوی کهنگی نگرفته است داستان صدای این خواننده است . خیلی ها اعتقاد دارند صدایی که از محسن چاوشی شنیده میشود ، صدای خودش نیست و با انواع و اقسام نرم افزارهای کامپیوتری این صدا تولید میکند ! داستان محسن چاوشی چیست ؟ ایا این شایعات حقیقت دارد ؟
متکبر ، مغرور ... یا خونگرم و صمیمی ؟!
ایا دلیل فراری بودن محسن چاوشی از اهالی موسیقی و حتی خبرنگاران نشریات همین است ؟ اینکه اون خواندن بلد نیست و با استفاده از « اتوتیون » ( فالش گیر ) میخواند و با استفاده از انواع و اقسام حقه های کامپیوتری صدایش را عوض میکند ؟ ایا این صدای خش دار و زخمی صدای محسن چاوشی نیست ؟ راستش را بخواهید اگر من ( ارش ظلی پور ) هم شاید جزو یکی از ان شایعه سازان بودم و محسن را از نزدیک نمیشناختم ، دلیل دوری گزیدن از اطرافیان را همین دلایل میدانستم هر چند هیچ وقت شاید تا مطئنم نمیشدم حدسیاتم را روی کاغذ نمی اوردم !
محسن را چند ماهی است از نزدیک می شناسم . او به همراه ایمان قیاسی بارها و بارها به دفتر اتفاق نو امده و دوستی مان هم از این رفت و امدها شکل گرفت . برای من هم اشنا شدن با خواننده ای که از همه فراری است ، جالب بود . شاید تا قبل از اشنا شدن با او گمان میکردم یک ادم گوشه گیر و منزوی است که هم تکبر و
کنسرت دو نفره سنتوری !
15 سال و 8 ماه و 25 روز و 50 دقيقه قبلعصر یک روز پاییزی است . مثل اکثر روزهای دیگر . شلوغی و ترافیک کلافه ام کرده که تلفنم زنگ میخورد . محسن است . پیشنهادش وسوسه برانگیز است چون من خیلی به خانه او نزدیک هستم و از طرف دیگر میدانم گپ زدن با محسن انرژی ادم را زیاد میکند . چند دقیقه بعد در منزل محسن هستیم . دقایقی خوش و بش میکنیم و بعد به استودیوی کوچکش که در یکی از اتاق های خانه اش درست کرده ، می رویم . دوست دارم به او بگویم بخوان اماز باز هم تردید دارم که چه پاسخی بشنوم . البوم جدیدش را هم یکی یکی میگذارد و گوش میکنم و کمی با هم تبادل نظر میکنیم تا اینکه خودش سر حرف را باز میکند : «« تو هم فکر میکنی صدای خودم نیست ؟ »» خیلی بی مقدمه رفت سر اصل مطلب . نگاهش میکنم ، با لبخند شیطنت امیزی میگویم : « اره » میخندد و میگوید : « میخاهی برایت بخوانم ؟ » سرم را به نشانه تایید تکان میدهم . میپرسد : « چی دوست داری بخونم ؟ » کمی فکر میکنم و میگویم : « سنگ صبور » . پشت پیانو میشیند و شروع میکند : «« رفیق من سنگ صبور غم هام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام »»
باورم نمیشود . صدای خودش است . همان صدایی که قبلا شنیده بودم ، حتی با خش بیشتر ، حتی زخمی تر ! نگاهش میکنم و او با احساس تمام می خواند . تمام که میشود ، فقط لبخند میزند . میپرسد : « حالا چی ؟ صدای خودم بود ؟ » میخندم و میگویم : « فکر کنم صداتو ساخته بودی قبلا ! » میگوید : « باز هم میخواهی بخوانم ؟ » من هم بی درنگ میگویم : « زخم زبون » ... و او شروع میکند : « من با زخم زبونات رفیقم / مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم »
حالا دیگر مطمئن هستم که صدای محسن چاوشی بدون هیچ تغییری رو کارهایش شنیده میشود . تمام که میشود ، نگاهش میکنم . لبخندی می زند . میگوید : « فکر میکنی صدای خودم نبود ؟ » جوابی نمیدهم . حداقل خوشحالم که حالا برای یکی از سوالات سخت ذهنم پاسخ قانع کننده ای دارم . یک بار دیگر کارهای البومش را با هم گوش میکنیم ، هر چند او گفته چیزی از البوم ننویسم اما فقط این را میتوانم بگویم که در بین همه کارهایش من چمدون ، بچگی و کافه های شلوغ را خیلی دوست داشتم و مطمئن هستم البوم « حریص » پاسخ خوبی برای منتقدان او خواهد بود .
اقا محسن ، کنسرت بگذار !
حالا دیگر خیابان ها شلوغ نیست . در حالی که در راه برگشت به خانه هستم ، به اتفاقات روز فکر میکنم . با خودم میگویم پس چرا محسن کنسرت نمی گذارد ؟ چرا زنده اجرا نمیکند ؟ صدایش که مال خودش است و هیچ حرف و حدیتی هم دیگر نمانده . باید او را راضی کنم که بعد از انتشار این البوم روی استیج هم اجرا کند . محسن چاوشی که کنسرت بگذارد ، هم به نفع موسیقی پاپ است و هم خودش . درست مثل خیلی از خوانندگان خوب پاپ کشورمان . تصمیم میگیرم اتفاقات ان چند ساعت را در شماره بعدی مجله چاپ کنم . با خودم میگویم که شایعه سازها که این گزارش را بخوانند ، حتما قانع میشوند که صدای محسن مال خودش است . البته دیوار حاشا ، همیشه بلند است و برای ان هایی که دنبال تخریب هستند ، همیشه راه باز است . شاید بگویند : « بابا ، زخم زبون و سنگ صبور که نیاز به افکت نداشته ، میگفتی فلان اهنگ را بخواند ... » ای بابا ، اقای چاوشی ! کنسرت بگذار .
15 سال و 8 ماه و 25 روز و 50 دقيقه قبلاتفاق نو - شماره 137 - نیمه اول دی 89

15 سال و 8 ماه و 25 روز و 44 دقيقه قبل:d
15 سال و 8 ماه و 25 روز و 43 دقيقه قبل