دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مداد رو گذاشتی توی دستم و گفتی: بیا نقاشی بکشیم.اول تو! یه خرده فکر کردم و یه قفس کشیدم، بعدش با ۴ تا خط و ۲ تا دایره و چند تا نقطه یه آدم کشیدم توی قفس و سرم رو اوردم بالا و گفتم: بیا، اینم نقاشی من. جرزنی نکنی ها! این منم توی قفس، تو هم بیا پیشم! مداد رو گرفتی، خودت رو کشیدی بیرون قفس، با ۲تا بال بزرگ برای پرواز! غصٌه ام گرفت، سرم رو انداختم پایین، با ۲ تا انگشتی که گذاشتی زیر چونه ام، سرم رو بردی بالا و گفتی: گلم! تا وقتی قواعد یه بازی رو یاد نگرفتی، نذار دست اوٌل رو بهت بندازن، حتی اگه عاشق حریفت باشی! پاک کن رو گذاشتی توی دستم، دستمو گرفتی، هم بالهای خودت رو پاک کردی، هم قفس منو! پیشم بودی ولی ترس من از پرواز تو، دیگه نقاشی نبود!!!

1389/07/26 - 01:06 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)