سلام ؛ حال من خوب است……ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور………… که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند…….. . . . با این همه اگر عمری باقی بود………. طوری از کنار زندگی می گذرم…………. که نه دل کسی در سینه بلرزد…………. و نه این دل نا ماندگار بی درمانم………… . . . تا یادم نرفته است بنویسم………….: دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود……… . . . خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم……….. دعا کردم که بیایی……………. با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد………… اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست……………… رفتی پیش از آن که باران ببارد………….. . . . می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است…………… ! انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است…………… بی پرده بگویمت………… : می خواهم تنها بمانم…………… در را پشت سرت ببند…………… بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم …………….؟! هذیان می گویم ! نمی دانم…………….. . . . نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد…………………… ساده باشد ، بی کنایه و ابهام………………….. پس از نو می نویسم……….: سلام! حال من خوب است…………. اما تو باور نکن……………… . .