زن "... و هر روز او متولد ميشود، عاشق ميشود، مادر ميشود، پير مي شود، و ميميرد. و قرن هاست كه او، عشق ميكارد و كينه درو ميكند، چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش، به جاي گذشت، زمان جواني بر بادرفتهاش را ميبيند، و در قدمهاي لرزان مردش، گامهاي شتابزده جواني براي رفتن، و دردهاي منقطع قلب مرد، سينهاي را به ياد ميآورد كه تهي از دل بوده، و پيري مرد، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده ميكند. و اينها همه كينه است كه كاشته ميشود، در قلب مالامال از درد....! و اين, رنج است..."
1389/10/28 - 13:58 در
دکتر علی شریعتی