همش حرف ،حرف ،حرف..............حرفای خوب و قشنگ و بدرد نخور...............من از مردم همین شهرم...........همه ی مردم شهر را دوست دارم چون تقریبا هیچ کدامشان را نمی شناسم...........از آدمهای بزرگ مجسمه ساختیم و دورشون نرده کشیدیم.................اگر کسی حرف های این آدم ها رو باور کنه باید بین خودش و مردم نرده بکشه.............من این حرفا رو باور کردم.........اصلا باور کردنی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟«توانا بود هر که دانا بود...» واقعا؟؟؟؟من با اینا غریبه ام با مجسمه آدم ها..........با آدم های مجسمه.......اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد.............آدم ها از دور دوست داشتنی ترند................