يکي از دوستام تعريف مي کرد : با اتوبوس از يه شهر ديگه داشتم ميومدم يه بچه ء ۴-۵ ساله رو صندلي جلويي بغل مامانش يه شکلات کاکايويي رو هي ميگرف طرف من هي ميکشيد طرف خودش. منم جوگير شدم ايندفعه که بچه شکلاتو آورد يه گاز بزرگ زدم! بچه يکم عصباني شد ولي مامان باباش بهش يه شکلات ديگه دادن. خيلي احساس شعف ميکردم که همچين شيطنتي کردم. يکم که گذشت ديدم تو شکمم داره يه اتفاقايي ميوفته. رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشويي. خلاصه حل شد. يه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد. دوباره رفتم…سومين بار ديگه مسافرا چپ چپ نيگا ميکردن. اينبار خيلي خودمو نگه داشم ديدم نه انگار نميشه رفتم راننده گفت برو بشين ببينيم توام مارو مسخره کردي … رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسيدم ببخشيد اين شکلاته چي بود؟ گفت اين بچه دچار يبوسته، ما روي شکلاتا مسهل ميماليم ميديم بچه ميخوره!!! خلاصه خيلي تو مخمصه گير کرده بودم. خيلي به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشيد بازم ازين شکلاتا دارين؟ گف بله و يکي داد ... رفتم پيش راننده گفتم بايد اينو بخورين.(ادامه تو ديدگاه.........)
زنگ زدم پشتيباني ميگم: چرا سرعت اينترنتم کم شده؟ ميگه: چون کندي سرعت دارين! گفتم اجرت با سيد الشهدا خيالم راحت شد، يه خانواده از نگراني در اوردي!!!!! پس دليلش اينه! البته خودمم شک کرده بودم!
يکي از دوستام قيافه اش عين خر شرکه!!!! بعد از من ميپرسه: بنظرت اگه برم دانشگاه، پسرا بيوفتن دنبالم، بهشون محل بدم يا نه؟! به نظر شما من چجوري بزنمش که مرگش طبيعي جلوه کنه؟!؟......
اس ام اس يك گل پسر: عزيزم خوبي؟! دلم واست تنگ شده همش دارم به تو فك ميكنم گفتم يه اس بهت بدم ببينم در چه حالي؟!!send to::سپيده، روشنك، آناهيتا، سمانه، آتنا ، مريم، بتول!!!
فداي صداقت اون بيسوادي كه وقتي ازش پرسيدند عشق چند حرفه؟ گفت چهار حرف.....همه بهش خنديدند اما او گريه ميكرد و فقط زير لب زمزمه ميكرد....حسين حسين حسين....
تولدت مبارک عارفه جان
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 1 دقيقه قبل