مصاحبه گر : ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد ازش پرسیدم این لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت: از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن.عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت.. آخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده ... از خاطرات یک رزمنده
والا من نمیدونم اینا فکر ندارن ؟! خو به هرحال عقل سلیم اینو میپذیره که این دنیا یه خدای عادلی داره ! و اون خدای عادل برای برقراری عدالت یه سری واسطه ی انسانی داره ... واقعا اینا مادرشون معلوم نیس شبا کجا میرن که بچه هاشون حروم زاده میشن
شما بیا و قضیه آر پی جی 60 داخل بازوی رزمنده دوران دفاع مقدس را برای جوانان امروز توجیه کن .تا سند تصویری نشان ندهی کسی قبول نمیکند تیری که با صدای سوتش همه سنگر میگیرند صاف به درون بازوی رزمنده آذری زبان میرود و ایشان تنها لبخند میزند و میگوید مهمان حبیب خداست حتی اگر آرپی جی 60 باشد. ...
بيشتر مرحله اي ميرم....تاحالا 4 بار كامل مرحله هاشو آزاد كردم......سره پنجمي هم آخراش بودم كه يهو ويندوزمون پريد.....خوراكمه اين بازي!!هه ترور....اينو تاحالا بازي نكردم برم ببينم چه مدليه!!
تولدت مبارک عارفه جان
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل