mahdi ahmadi
خیلی وقت بود که ننوشته بودم یعنی خیلی چیزها یادم رفته بود....... حال و حوصله ندارم....... الکی خودمو شاد نشون میدم غافل از اینکه تو دلم غوغاییه
mahdi ahmadi
این جاده ها که به تو نمی رسد می دانم بیهوده است این همه سال چشم گذاشتن شاید که بیایی که خبری از بنفشه بهار بیاوری از شکوفه سپید ماه این جاده ها که به تو نمی رسد می دانم این کوره راها این روزها این سالها هیچ کدام به تو ختم نمی شود
mahdi ahmadi
به شقایق سوگند که تو برخواهی گشت من به این معجزه ایمان دارم ... باغبان دلشاد کنج ایوان زمزمه کنان می گوید: " منتظر باید بود تا زمستان برود، غنچه ها گل بکنند ... " دیرگاهیست که من روزنه را یافته ام به امید رویش لحظه سبز دیدار بذر بودنت را در دلم کاشته ام ...
mahdi ahmadi
رفتـــــم زیاد تو بیـــــرون اما چــــه فـــــایده هر شـــب به یــاد تو هســـــتم بی اخــــتیار هم