مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
وقتےمن اون”مشترک موردنظر”نیستم چ فرقےمیکنددردسترس باشم یانباشم؟
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
اینقدر تنها شدم که اگه یه پشه بیاد تو اتاقم عمرا بزارم که بره.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
مناجات یک لر،خدایا دقت کردی بعضی وقتا شیطون چه پیشنهادات خوبی میده!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
چقدر تلخ است بعد از سال ها انتظار نیمه گم شده ات را کامل بیابی!!!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
برگ در انتهای زوال میافتد و میوه در انتهای کمال، بنگر که چگونه می افتی ؟؟
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
راهي است ميان ما نه تو مي آيي نه من مي توانم بروم اين جاده براي نرسيدن بود ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
خوشا به حال آنان که میبخشند بی آنکه به یاد آورند و میگیرند بی آنکه فراموش کنند.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
فکر می کرد آسمون یه جایی به زمین می رسه. می گفت وقتی بزرگ شدم یه ماشین می خرم میرم میرم میرم تا بتونم دستم بکشم به آسمون. وقتی بزرگ شد دید دلش همون آسمونه نه ماشین داره و نه دستش به دلش می رسه. رفت روی کوه توی یه شبی که هوا تاریک بود. تو هم کنارش بودی دلش بودی. کنارش و دستش به دلش می رسید اما دست نزد .گفت بزار این آرزو هم یه خاطره بشه و تو شدی خاطره ی اون آسمون کودکی هاش.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
باز من بار کنم نفس خستهی این پنجره را و تو از آن سو ببر یاد مرا...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
نفسم در نسیم یک پنجره شکست و تو آهسته روبودی دل از میان صدف سینهی من
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
بارون که بارید/دویدی بی چتر و تنها/ کنار آلاچیق زرد نشستی/ او گذشت خیس و بی چتر/تنهایی اش هدیه ات کرد/ بی آنکه تو را ببیند.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
تو فقط به بهار نگاه کن قدم های من بلند است.