مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
در جاده ای بی آب و علف ، با خطی خوش ، پشت کامیونی نوشته شده بود : زن باش ، اما مرد باش ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
همیشه یک خاطره لعنتی آن دورها هست ، که آدم را تا حد مرگ دلتنگ کند .
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
درست در لحظه ای که حسرت پرواز به اوج می رسد میرسم روی زمین ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
نفسم برای تو...همین لحظه!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
در خیابان اصلی همه ی مردم که در کناره ی خیابان و زیر ایوان ها پناه گرفته بودند پسر جوانی را نگاه می کردند که به آرامی از وسط خیابان خالی عبور می کرد و قطرات درشت باران به صورتش می کوبیدند . آن ها او را با انگشت به یکدیگر نشان می دادند و می گفتند : " طرف را نگاه کنید ، دیوانه است ... " آن ها نمی دانستند که او باران را دوست دارد ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
وقت هایی هست که آدم باید خودش رو رها کنه. خودش رو بسپره دست هر چیزی که می خواد پیش بیاد.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
آواز شعری می شوم که تو برایم سروده ای ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
کاش بعضی از آدم ها یک آینه ی جلو داشتند که پشتشان را هم می دیدند...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
دلت ک گرفته باشد دنیا قد ِ چهارتا دیوار و دوتا پنجره تنگ میشود.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
دوست داشتن ات / کسب و کار من است باید عاشقت بود تا برایت نوشت ...
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
این روزها که توی سرم سکوت است. نه کلمه ها از هم سبقت می گیرند، نه واژه ها جای هم را تنگ کرده اند.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
بعضی از این پشه ها هم هستن انگاری اگزوز زنبوری قورت دادن، موقع خواب صدای موتور سنگین میدن توی اتاق!