سینا
فقط يک گناه وجود دارد ، فقط يکي. (در نظر - حتمآ بخونید...)
سینا
یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال 3 دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که: ”شجاعت یعنی چه؟” ... (ادامه در نظر)
سینا
"... هی با خود فکر می کنم: چگونه است که ما، در این سر دنیا، عرق میریزیم و وضعمان این است. و آنها، در آن سر دنیا، عرق میخورند و وضعشان آن است! ... نمیدانم، مشکل در نوع عرق است، یا در نوع ریختن و خوردن..."
سینا
صبح زود مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه. (در ادامه)
Ӎѻʝȶɑƀɑ➠
آيا ميدانستيد که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.
سینا
غضنفر تو جهنم بوده ٬ دمپایی شو پرت میکنه تو بهشت به خدا میگه : میرم دمپایی مو بیارم …….!!!!
فقط يک گناه وجود دارد ، فقط يکي. آن هم دزدي ست. هر گناه ِ ديگري صورت ِ ديگر دزدي ست. وقتي مردي را بکشي ، زندگي را از او دزديده اي. حق زنش را براي داشتن شوهر دزديده اي. همينطور حق بچه هايش را براي داشتن پدر. وقتي دروغ بگويي ، حق طرف را براي دانستن راست دزديده اي. وقتي کسي را فريب بدهي ، حق انصاف و عدالت را دزديده اي. مي فهمي؟ چيزي زشت تر از دزدي نيست...
15 سال و 8 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 16 دقيقه قبل