لیاقت میخواهد 'ما' شدن... لیاقت میخواهد 'شریک' شدن... تو خوش باش با همین 'بودن' های امروزت من خوشم با خلوت 'تنهایی ام' تو بخند به امروز من من میخندم به "فرداهایت"!
دلم تنگ می شود گاهی... برای یک دوستت دارمِ ساده! دو فنجان قهوه ی داغ! سه روز تعطیلی در زمستان! چهار خنده ی بلند! و پنج انگشتِ دوست داشتنی! که لابلای انگشتانم جای گیرد
این سیگار که میکشم همان فریاد هاییست که نمیتوانم بزنم همان دلتنگی هاییست که روز به روز پیرم میکند همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش همان تنهایی هایی که کسی پرش نمی کند همان درد هایی که درمان ندارند


13 سال و 7 ماه و 19 روز و 4 دقيقه قبل