دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علي علي

علي علي
مرد - متاهل
امتیاز: 291.35

دنبال‌شدگان

(254 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(224 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

علي علي
علي علي

سلام..... بيدار كردن كسي كه خواب است بسيار آسانتر از بيدار كردن كسي است كه خود را به خواب زده

علي علي
علي علي

چه زود زمان ميگذره..... اين صدمين ارساله..... چشم به هم ميزني يه ثانيه ميگذره

علي علي
علي علي

بازم خيلي زود دير شد

علي علي
علي علي

سلام................ قطره آب

علي علي
علي علي

می دانستید چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟

علي علي
علي علي

همیشه میگفتی: من تار موی تو رو به هیچکس نمیدهم اینقدر تارهای موی من را به این وآن دادی تا کچل شدم حالا برو دست از سر کچلم بردار

علي علي
علي علي

سلام....................در این دنیا هیچکس گرسنه نیست همه روزی چند وعده گول می خورند

علي علي
علي علي

سلام..........آهاي هميشگي ترينم تمام فعلهاي ماضيم را ببر چه در گذر باشي چه نباشي براي من استمراري خواهي بود ….من هر لحظه تو را صرف ميكنم..

علي علي
علي علي

???????????????????????????????????????????????????????????????????

علي علي
علي علي

به گــــذشــــتــــه که بـــــرمـــیـــگـــردم ، از حـــــــال مـــــیــــروم !!

علي علي
علي علي
در دوره

خانم سينايي از اعضاي دوره خدمت همه دوستان سلام رسانده و اظهار دلتنگي مينمايند.... نقطه آخر خط

علي علي
علي علي

از اينكه جواب سلام نداديد متشكرم........ چون مقدار زيادي از غرورم كم شد

علي علي
علي علي

داستان دو دوست ..از دوست عزيز سينايي....... دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سرموضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم؛بر چهره دیگری سیلی زد.دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت: امروز... بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد. آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیمگرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سیلی خورده بود؛ لغزید و در آب افتاد تا جایی که نزدیکبود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت؛ یر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد.دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم؛ تو آن جمله راروی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟! دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار میدهد؛ باید روی شنهای صحرابنویسیم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق مامیکند باید آن را روی سنگ

علي علي
علي علي

سلام...........فاصله تان را با آدمها حفظ کنید ! از یک جایی به بعد ، آدمها تاوان دوری آرزوهایشان را از نزدیکی شما می گیرند..